۱/۳۱/۱۳۹۰

دنیای بعد از دفاع


خیلی خسته
از وقتی که دفاع کردم دیگه این ورها نیومدم
دلم هر از گاهی تنگ می شد اما فکر فیلترینگ حالم رو بد می کرد
فکر روشن کردن فیلتر شکن
حس قدرتنمایی و تحقیر

این روزها سر خودم رو گرم می کنم. پول درمیارم و سعی می کنم فکر کنم پول چیز خوبیه و هرچه بیشترش می تونه جای چیزهای دیگه رو پر کنه.

این روزها دارم فکر می کنم ازدواج نکردن یه کابوسه و وقتی همکارای مجردم رو می بینم به وحشت می افتم.

این روزها علی رو زیاد می بینم اما حتی به اندازه یک دهمش دوستش ندارم. علی می گه آدم ها نباید قبل از ازدواج به هم وابسته بشن و من فکر می کنم آیا می تونم با کسی ازدواج کنم به این امید که بعدا دوستش داشته باشم؟ علی ویژگی های خوب زیادی داره. شاید بسیار بیشتر از اون چیزی که نرماله اما این ها هیچ کدوم برای من جذابیتی ایجاد نکرده.
گاهی روزهای زندگی رو شکار می کردم. این روزها منتظرم ببینم چه چیزی توی این روزهای زندگی می تونه منو شکار کنه.
این روزها خیلی خسته ام. بدنم خسته است و ذهنم داره ریکاور می شه.
دنبال لذت می گردم
دنبال سرپناه.
دنبال هم کلام.
خسته ام. دلم برای نشستن روی زمین تنگ شده. فقط همین.

۲ نظر:

  1. چه عجب!
    یه حس نگرانی تو این نوشته ات هست. ببین راه زندگی را فقط یکبار میریم و این راه پر از دوراهیه! پیدا کردن بهترین راه تو این لابیرنت نه فقط ممکن نیست، که وقت تلف کردنه. انرژیت را بیشتر از اینکه روی پیدا کردن راه درست بذاری روی درست رفتن راه بذار. میخوام بگم بیشتر از اینکه مهم باشه که راه درست را بری، مهمه که راهی که میری را درست بری. غیر ممکنه که تو تصمیمهای زندگیت اشتباه نکنی و غیر ممکنه که نتیجه تصمیمات امروزت را بتونی صددرصد پیش بینی کنی. ولی اگر راهی که رفتی را درست رفته باشی، وقتی به گذشته فکر میکنی چیزی برای تاسف نداری.

    و حرف آخر اینکه رضایت از زندگی بیشتر از اینکه نتیجه عوامل خارجی باشه یه چیز درونیه. در درونت کند و کاوشش کن. بجای اینکه دنبال لذت بگردی، از بودنت لذت ببر. بجای اینکه دنبال سرپناه بگردی، بر خودت چتر بزن. نمیگم دنبال لذت خارجی نباش. دنبال همکلام و سرپناه نباش. ولی به آنچه در خارج از خودته امید نبند. ستونها را در درونت نصب کن که کسی نتونه خرابش کنه. و از زندگی به این زیبایی لذت ببر.

    خیلی حرف زدم. ببخشید.

    پاسخ دادنحذف
  2. با م.ک بسیار موافقم.
    خوشحالم که دوباره نوشتی، خیلی منتظر بودم.

    پاسخ دادنحذف